سیدحسین طباطبایی اصل: در روزهایی که اقتصاد کشور زیر فشار نوسانات ارزی و کاهش ارزش پول ملی نفس میکشد، طبیعی است که نخستین نشانههای نارضایتی از دل بازار و میان کسبه و بازاریان سر برآورد. بازار، همواره دماسنج تحولات اقتصادی و اجتماعی ایران بوده است؛ جایی که پیش از هر تحلیل رسمی، درد را حس میکند و واکنش نشان میدهد. اعتراضات اخیر بازاریان نیز از همین جنس بود: برخاسته از نگرانیهای واقعی، معیشتی و صنفی؛ نه هیجانزده، نه سیاسیکاریشده و نه بیریشه.
حق اعتراض مسالمتآمیز، حقی تصریحشده در قانون اساسی و بخشی جداییناپذیر از سرمایه اجتماعی جمهوری اسلامی است. آنچه این روزها در برخی شهرها رخ داد، نه تنها استفاده از این حق بود، بلکه نحوه استفاده از آن، خود حامل پیامی مهمتر بود: جامعه ایرانی، در حال تمرین شکل بالغتری از اعتراض و مطالبهگری است.
تجمعات بازاریان، آرام، بدون تنش، بیهنجارگریزی و بهدور از شعارهای ساختارشکنانه برگزار شد. نه خیابان به میدان آشوب بدل شد و نه مطالبه صنفی در گرداب سیاستبازی افتاد. این شیوه، بیش از آنکه یک رفتار مقطعی باشد، نشانهی تجربهاندوزی تاریخی ملتی است که هزینههای سنگین بیثباتی را میشناسد و آگاهانه از تکرار آن پرهیز میکند.
در این میان، البته تلاش جریانهای معاند و بدخواه برای مصادره اعتراضات؛ پدیدهای تازه نبود. گروهها و رسانههایی که نه دلنگران معیشت مردماند و نه دغدغه اصلاح دارند، بار دیگر کوشیدند اعتراض صنفی را به آشوب خیابانی بدل کنند و مطالبات بهحق را به ابزاری برای پیشبرد پروژههای ضدایرانی خود تبدیل سازند. اما آنچه اینبار معادله را تغییر داد، هوشیاری خود معترضان بود.
بازاریان، با دقت و مسئولیتپذیری، صف خود را از آشوبگران جدا کردند. هر صدای انحرافی، هر تلاش برای تغییر مسیر اعتراض، با واکنش صریح و قاطع جمع مواجه شد. تصاویر منتشرشده از این رفتارها، سندی روشن از بلوغ سیاسی و اجتماعی جامعهای است که آموخته اعتراض کند، اما ویران نکند؛ مطالبه کند، اما ملعبه نشود.
در سوی دیگر میدان، رفتار نیروهای انتظامی نیز شایسته توجه و تأمل است. پلیس، نه با رویکرد تقابل، بلکه با نگاه صیانت از نظم عمومی و احترام به حق اعتراض در صحنه حاضر شد. حضور آرام، مدیریت حرفهای و پرهیز از واکنشهای شتابزده، فضایی را رقم زد که در آن نه امنیت خدشهدار شد و نه کرامت معترضان.
صحنههایی که از مدیریت میدانی پلیس منتشر شد ـ گفتوگوی مستقیم فرماندهان با نیروها، توصیه به خویشتنداری و تأکید بر حق مردم ـ تصاویری نادر در میدان اعتراضات اجتماعی است؛ تصاویری که بیش از هر بیانیهای، پیام بلوغ نهادی را منتقل میکند.
همزمان، واکنش دولت نیز واجد نشانههایی از تغییر رویکرد بود. تأکید رسمی بر قانونی بودن اعتراضات، گفتوگوی مستقیم رئیسجمهور با بازاریان، تشکیل سریع نشستهای اقتصادی و اعلام تلاش برای کاهش فشار بر اقشار آسیبپذیر، همگی نشان میدهد که صدای اعتراض شنیده شده و انکار یا تقابل، جای خود را - دستکم در این مقطع- به شنیدن و پاسخگویی داده است.
مجموع این رفتارها ـ از سوی مردم، پلیس و دولت ـ الگویی را پیش چشم میگذارد که میتوان آن را «تمرین گفتوگوی ملی» نامید؛ الگویی که در آن اعتراض، امنیت و پاسخگویی نه در برابر هم، بلکه در کنار یکدیگر معنا مییابند. الگویی که اگر تقویت و تداوم یابد، میتواند هزینههای اجتماعی بحرانها را بهطور معناداری کاهش دهد.
اکنون مسئله اصلی، حفظ و تعمیق این مسیر است. بلوغ سیاسی، پدیدهای خودبهخود و دائمی نیست؛ نیازمند مراقبت، تمرین و نهادینهسازی است. جامعه ایرانی، با تکیه بر تجربههای تلخ و شیرین گذشته، امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند یادگیری آیین نقد، اعتراض و گفتوگوی مسئولانه است. اگر این الگو به فرهنگ عمومی بدل شود، نهتنها اعتراض تهدید نخواهد بود، بلکه به فرصتی برای اصلاح، ترمیم اعتماد و تقویت خرد جمعی تبدیل خواهد شد.
اعتراض مسئولانه، اگر درست فهمیده و مدیریت شود، نه نقطه ضعف بلکه نشانهی بلوغ یک ملت است؛ ملتی که میخواهد بماند، اصلاح کند و آینده را با گفتوگو بسازد، نه با آشوب.
- نویسنده : یزدفردا
- منبع خبر : خبرگزاری فردا

چهارشنبه 07,ژانویه,2026